ساچلی
از سیاه نوشته های ....
لندن، آوریل 1875 تئوی عزیزم ! ضمن این نامه طرح کوچکی را که صبح یکشنبه گذشته، پس از مرگ دخترک سیزده ساله صاحب خانه ساختم برایت می فرستم. ، منطقه سر سبز و پهناوری که پر از درخت هاStreatham Commen این طرح را از منظره بلوط و گل طاووس است ساختم. شب پیش از آن باران می بارید، زمین در بعضی از نقاط باطلاقی ولی سبزه ها با طراوت بود. " «اشعار لو موندروش» برداشتم. Poesies d, J”ai gravi triste et seul la dune triste et nue Ou la mer fait gemir sa plainte continue La dun ou vient mourir la vague aux larges plis Monoton sentier aux tortueux replies … افسرده و تنها در تپه های ریگزار غم انگیز می گشتم، آن جا که دریا با ناله های مدام خود شکوه می کرد، و آن جا که توده های شن، امواج پرچین و شکن پهناور دریا را نابود می ساخت با کوره راه های باریک و یکنواخت و پرپیچ و خم آن ... سلام صمیمانه و بهترین آرزو هایم را بپذیر. خداحافظ ونسان



