تبليغاتX
ساچلی

ساچلی

از سیاه نوشته های ....

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:0 توسط نسرین |

 

لندن، آوریل 1875

تئوی عزیزم ! ضمن این نامه طرح کوچکی را که صبح یکشنبه گذشته، پس از مرگ دخترک سیزده ساله صاحب خانه ساختم برایت می فرستم.

، منطقه سر سبز و پهناوری که پر از درخت هاStreatham Commen این طرح را از منظره

بلوط و گل طاووس است ساختم. شب پیش از آن باران می بارید، زمین در بعضی از نقاط باطلاقی ولی سبزه ها با طراوت بود.

 " «اشعار لو موندروش» برداشتم. Poesies d, Edmond rocheنوشته های صفحه اول را از"  اشعار «روش» بسیار دلنشین و نیز اندوهناک است. یکی از آنها را برایت می نویسم:

J”ai gravi triste et seul la dune triste et nue

Ou la mer fait gemir sa plainte continue

La dun ou vient mourir la vague aux larges plis

Monoton sentier aux tortueux replies …

افسرده و تنها در تپه های ریگزار غم انگیز می گشتم،

آن جا که دریا با ناله های مدام خود شکوه می کرد،

و آن جا که توده های شن، امواج پرچین و شکن پهناور دریا را نابود می ساخت

با کوره راه های باریک و یکنواخت و پرپیچ و خم آن ...

سلام صمیمانه و بهترین آرزو هایم را بپذیر.

خداحافظ

ونسان

نامه وان گوگ به برادرش
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 0:9 توسط نسرین | |