تبليغاتX
ساچلی

ساچلی

از سیاه نوشته های ....

.......

 

ن

 

س

 

ر

 

ی

 

ن

 

خسته ام   از این همه تکرار

 

تکه، تکه هایم را جمع می کنم

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:44 توسط نسرین | |

 

با دلی بی تاب می خوانم تـو را

 

مثل شعر ناب می خوانم تـورا

 

در کنـار جویـبـار از غـزل

 

با سرور آب می خوانـم تـو را

 

شب به قصد کوچه بیرون می روم

 

در شب مهتاب می خوانم تـو را

 

خستگی را می تکانم از تنت

 

با زبان خواب می خوانم تـو را

 

با لبانی که عطش بوسیده است

 

با صدای آب می خوانم تـو را

 

عکس خاموشم که تا پایان عمر

 

با دلی بی تاب می خوانم تـورا

 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:42 توسط نسرین |

و شب شبی که همیشه سیاه می آید

 

و زیر سایه تو با تو راه می آید

 

و شب شبی که همیشه به رنگ تنهایی است

 

پر از غم تو و اندوه ماه می آید

 

دوباره خواب ندارم، دوباره دلتنگم

 

که فال امشب ام «آیات آه» می آید

 

صدای گریه خورشید زیر چادر شب

 

صدای بغض قدیمی ی چاه می آید

 

چرا نگاه نکردم تو راست گفتی عزیز  !

 

که مرد ساده تو راه راه می آید

 

دو باره فصل سقوط ستاره های سپید

 

و فصل غربت تاریک ماه می آید ....

 

آرش معدنی پور

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:36 توسط نسرین |