تبليغاتX
ساچلی

ساچلی

از سیاه نوشته های ....

 

کنار این مستی استخوانم داد می کشم

 

زن ام

 

نه می توانم از تو بگذرم

 

نه از این مستی لعنتی

 

که سر تا سر حرفهایت . . .

 

دو سوی لبانم را

 

سمت لبخندهای زهر می کشد

 

کش می آیم

 

مثل نئشگی خیابانی

 

که خودش را پهن می کند روی برهنگی شهر . . .

 

تلو تلو می خورم

 

دست بر نمی دارد

 

من هنوز توی این خیابان

 

دلم خواسته بود برگردی.

 

خیال کنم تویی؟

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:51 توسط نسرین | |

 

کاش این دنیا  سادگی ام  را نمی گرفت کاش......

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:43 توسط نسرین |