ساچلی
از سیاه نوشته های ....
آ خدا، خیلی چـــاکــریم گفتم: خسته ام گفت:«لا تقنطوا من رحمۀ الله» از رحمت خدا ناامید نشید گفتم: انگار من را فراموش کرده ای گفت:«فاذکونی اذکرکم» من را یاد کنید تا یاد شما باشم گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای من کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم. گفت: «واتبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله»کارهای که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش کم کند گفتم: خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچک است ... یک اشاره کنی تمامه! گفت:«عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم» شاید چیزی که دوست داری به صلاحت نباشه گفتم: «ان عبدک الضعیف الذلیل...» اصلاً چطور دلت میاد گفت: «ان الله بالناس لرئوف رحیم» خدا نسبت به همه مردم – نسبت به همه مهربان است گفتم: دلم گرفته گفت:«یفضل الله و برحمته فبذلکفلیفر حوا» مردم به چه دلخوش کردن؟! باید به رحمت و فضل خدا شاد باشند گفتم: اصلاً بی خیال! توکلت علی الله گفت:«ان الله یحب المتوکلین» خدا آنهایی را که توکل می کنند دوست دارد. گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که... گفت: «و من الناس من یعبدالله علی حرف فان اصابه خیر اطمان و به وان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخرۀ» بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می کنند اگر خیری به آنها برسد امن و آرامش پیدا می کنندو اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند روگردان می شوند خودشان در دنیا و آخرت ضرر می کنند گفتم: چقدر احساس تنهایی می کنم گفت: «فانی قریب» من که نزدیکم گفتم: تو همیشه نزدیکی من دورم... کاش می شود به تو نزدیک بشوم گفت:«و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه ودون الجهر من القول بالغدو والاصال» هر صبح و عصر پروردگارت رو پیش خودت، با خوف تضرعو با صدای آهسته یاد کن. گفتم: این هم توفیق می خواهد ! گفت«الا تحبون ان یغفر الله لکم» دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! گفنم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی گفت: «و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه» پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می توانم بکنم؟ گفت: «الم یعلمون ان الله هو یقبل التوبه عن عباده» مگر نمی دانید خداست که توبه را از بنده اش قبول می کند؟! گفتم: دیگر روی توبه ندارم گفت:« الله العزیزالعلیم غافر الذنب و قابل التوب» "ولی" خدا عزیز و دانا است او آمورزنده گناه هست و پذیرنده ی توبه گفتم: با این همه گناه برای کدام گناه توبه کنم؟ گفت:«ان الله یغفر الذنوب جمیعا» خدا همه گناه ها را می بخشد؟ گفتم: یعنی اگر باز هم بیایم باز هم مرا می بخشی؟ گفت:«و من یغفر الذنوب الا الله» به جز خدا کیست که گناه ها را ببخشد؟ گفتم: نمی دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میاورم ! آتشم می زند؛ ذوبم می کند؛ عاشق می شوم! ... توبه می کنم گفت:« ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین» خدا هم توبه کننده ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد. ناخواسته گفتم: «الهی و ربی من لی غیرک» گفت:« الیس الله یکاف عبده» خدا برای بنده اش کافی نیست؟ گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می توانم بکنم؟ گفت: «یا ایها الذین آمنو اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمومنین رحیما» ای مومنین خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید او کسی هست که خودش و فرشته هایش بر شما درود و رحمت می فرستند تا شما را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند خدا نسبت به مومنین مهربان است گفتم: هیچ کس نمی داند توی دلم چی می گذرد گفت:«ان الله یحول بین المرء وقبله» خدا حائل است بین انسان و قلبش! گفتم: غیر از تو کسی را ندارم گفت:«نحن اقرب الیه من حبل الورید» ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم. گفتم: ... گفت: ...


